الکساندر گراهام بل
گراهام بل در درس دوازدهم فارسی بخوانیم سوم دبستان هست که ما این درس را خوانده ایم و من کتابی از گراهام بل دارم که نویسنده ان مارگارت دیویدسون و پاول ژوزف است و مترجمش احمد قندهاری می باشد. می خواهم بخش هایی از ان را به شما بگویم.
امروزه زنگ تلفن صدای آشنایی است و در بیشتر خانه ها یک یا دو تلفن وجود دارد. تلفن کاربردهای مختلفی دارد. که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد. ما می توانید به دوستانتان تلفن کنیم و قراری بگذاریم و یا با بستگان که در شهر دیگری هستند تماس بگیریم و از احوال انها باخبر شویم و یا در مواقع خطر شماره های ضروری مثل اورژانس یا آتش نشانی را بگیریم و بالاخره از ان می توانیم برای اتصال کامپیوتر به اینترنت استفاده کنیم.
قبل از قرن بیستم مردم نمی توانستند با فاصله های دور ارتباط داشته باشند. اما وجود پرارزش گراهام بل این مشکل را برای همیشه حل کرد و این امکان را به وجود اورد. اکساندر بل در سوم ماه می ۱۸۴۷ میلادی در ادینبورگ اسکاتلند متولد شد و چون پدربزرگش درست در همین ماه و روز متولد شده بود نام وی را برای نوزاد تازه به دنیا امده گذاشتند. در خانه او را الک صدا می زدند. تا اینکه وقتی ۱۱ ساله بود با یک خانواده کوبایی به نام گراهام اشنا شد. الک از نام گراهام خوشش امد و آن را به عنوان نام دوم خود انتخاب کرد.

الک از کودکی کنجکاو بود. مدتی با دوستش تلاش می کردند دستگاهی بسازند که بتواند پوست گندم را بکند و بالاخره تلاش فراوان آنها تا حدودی نتیجه داد. ولی این کنجکاوی ها همیشه هم موفقیت آمیز نبود و گاهی او را دچار دردسر می کرد. الک روزی با خانواده اش برای گردش به خارج از شهر رفت. انجا مزارع گندم فراوان بود و الک می خواست صدای رشد گندم ها را بشنود برای همین روی زمین دراز کشید و ساقه های گندم را به گوشش چسباند. ولی هرچه دقت کرد صدایی نشنید. نتیجه آزمایش این شد که خانواده اش را گم کرد.
پدر الک این طرف و آن طرف می دوید و با صدای بلند پسرش را صدا می کرد، بالاخره الک صدای پدر را شنید و جهت آن را تشخیص داد و ماجرا به خیر گذشت. او وقتی جهت صدا را تشخیص داد نسبت به آن حساس شد و این نکته خیلی توجه او را به خود جلب کرد. خانواده الک کم کم متوجه شدند که فرزندشان نسبت به صدا و تن آن حساسیت عجیبی دارد. علاقه الک به صدا و صوت به نظر پدر و پدربزرگش طبیعی بود.
الک وقتی بزرگتر شد خیلی خوب پیانو می نواخت و به حدی در این کار پیشرفت کرد که اگر آهنگی را فقط یک بار می شنید می توانست آن را با پیانو بنوازد. البته ناگفته نماند که مادر الک خانم الیزابت چهارم هم پیانیست خوبی بود و رابطه الک با مادرش بسیار صمیم و عاطفی بود.
متاسفانه مادر الک کمی ناشنوا بود و دیگران برای ارتباط وی ورقه ای مقوا در گوشش می گذاشتند و با او صحبت می کردند ولی الک فهمیده بود که اگر با صدای اهسته صحبت کند مادرش می فهمد که او چه می گوید.
الک دو برادر داشت . ملویل برادر بزرگتر و ادوارد که از او کوچکتر بود.مادر به سه پسر خود در خانه دستور زبان و خواند کتاب های انگلیسی درست نوشتن لغات و ریاضی را اموزش می داد.